تو فکر یک سقفم یه سقف بی روزن یه سقف پا برجا محکم تر از آهن سقفی که تن پوش هراس ما باشه تو سردی شبها لباس ما باشه سقفی اندازه قلب من و تو واسه لمس تپش دلواپسی برای شرم لطیف لحظه ها واسه پیچیدن بوی اطلسی زیر این سقف با تو از گل از شب و ستاره می گم از تو و از خواستن تو می گم و دوباره می گم زندگیمو زیر این سقف با تو اندازه می گیرم گم می شم تو معنی تو معنی تازه می گیرم سقفمون افسوس و افسوس تن ابر آسمونه یه افق یه بی نهایت کمترین فاصلمونه تو فکر یک سقفم یه سقف رویایی سقفی برای عشق حتی مقوایی زیر این سقف اگه باشه پر میشه از گرمای تو لختی پنجره هاشو می پوشونه پیرهن تو زیر این سقف خوبه عطر خود فراموشی بپاشیم آخر قصه بخوابیم اول ترانه پاشیم سقفمون افسوس و افسوس تن ابر آسمونه یه افق یه بی نهایت کمترین فاصلمونه تو فکر یک سقفم... (به یاد زنده یاد فرهاد) 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 13:54  توسط مهساجونی وزمستون برفی
|




