پشت دریا شهریست که در آن پنجره ها روبه تجلی باز است بامها جای کبوترهاییست که به فواره هوش بشری می نگرند دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتیست مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند که به یک شعله به یک خواب لطیف خاک موسیقی احساس تو را می شنود و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد پشت دریا شهریست که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است پشت دریا شهریست قایقی باید ساخت قایقی باید ساخت
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:44  توسط مهساجونی وزمستون برفی
|






